على محمدى خراسانى
56
شرح كفاية الأصول (فارسى)
يعنى هر ضرب از هر متكلمى در هر زمانى و مكانى و به هر مناسبتى كه صادر شود و در هركجاى كلام كه باشد تماما فعل هستند ويژگى اين مثال هم روشن شد ، كه خود را شامل نيست . ضمنا رمز دو مثال آوردن و تفاوت آن دو واضح است . 2 - گاهى لفظ را اطلاق كرده و از آن صنف همان لفظ را اراده مىكنيم ( نوع آن كلىاى است كه اصنافى در تحت پوشش آن هستند . ولى صنف آن كلى است كه زيرمجموعه آن افراد هستند . ) دو مثال : الف ) گاهى گفته مىشود : « زيد اذا وقع فى اول الجملة الاسمية مبتداء » منظور از اين زيد شخص همين زيد در اين جمله نيست ، بلكه منظور صنف زيدهاى كذائى است يعنى هر زيدى از هر متكلمى در هر زمانى و مكانى و به هر مناسبتى ، اگر در اول جمله اسميه بود مبتدا است اما زيدهائى را كه در وسط يا آخر جمله واقع مىشوند شامل نيست چون آنها يا فاعل يا مفعول يا خبر و . . . هستند ويژگى اين مثال آنست كه حتى خود زيد در همين جمله را هم شامل است و اين هم مبتدا است . ب ) و گاهى گفته مىشود زيد در ضرب زيد فاعل است باز منظور شخص اين زيد اول كلام نيست چون اين زيد در اول جمله اسميه است و مبتدا است نه فاعل ، بلكه منظور صنف زيدهائى است كه از هر متكلمى در هر زمان و مكانى بدنبال ضرب واقع مىشوند اما زيدهاى ديگر كه مثلا در ضربت زيدا است . . . را شامل نيست . ضمنا وجه دو مثال آوردن روشن شد . در اوّلى خود اين زيد را هم شامل مىشود ولى در دوّمى خود اين زيد در مثال را شامل نمىشود . 3 - و گاهى لفظى اطلاق مىشود و از آن مثل اين لفظ ( فرد ديگرى كه مثل او است نه نوع يا صنف او ) اراده مىشود . مثلا شخصى از شما مىپرسد جمله ضرب زيد بكرا را كه فلانى گفته است براى من تركيب كنيد ، شما مىگوئيد : اين ضرب كه او گفت فعل ماضى است و زيدى كه او گفت فاعل است و بكرا كه او گفت مفعول است . و از لفظ ضرب و زيد و بكر كه بدان تلفظ مىكنيد ، مثل آنها يعنى - ضرب و زيد و بكر آن گوينده را - اراده مىكنيد . و در واقع لفظ